از کارمند بودن تا راهنمایی برای رهایی؛ داستان من، مسیر ما
همیشه میدونستم بین زندگیای که دارم و زندگیای که میتونم داشته باشم، یه فاصلهی به اسم “جرأت” وجود داره. سالها امنیت یه حقوق ثابت آخر هر ماه، منو توی آغوشش نگه داشته بود. اما صدای آرزوی استقلال، ساختن یه چیزی از آنِ خودم و نوشتن قصهی موفقیتام با قلم خودم، هر روز بلندتر میشد.
تا اینکه یه روز، بالاخره جسارتشو پیدا کردم و برگهی استعفامو امضا کردم. این کار، پایان یه داستان نبود؛ بلکه شروع یه دگرگونی بود.
من پریا جعفریان، دانشجوی دکتری کارآفرینی هستم. سالها بود تئوری مسیرهای ساختن کسبوکار رو مطالعه میکردم، اما خوب میدونستم بین تئوری و عمل، یه شکاف وجود داره که فقط با تجربهی مستقیم پر میشه. حالا، خودم دارم این شکافو از نزدیک لمس میکنم.
من نه یه مربی دور از فضای واقعی، که یه همراه هممسیرم که دقیقاً دارم همین راهو میرم.
چرا این مسیرو انتخاب کردم؟ چون فهمیدم خیلی از زنها دقیقاً مثل من، توی تلهی “امنیت کاذب” گیر کردن – زنهایی با استعدادهای درخشان که جرأت رها کردن حقوق ثابت رو ندارن، زنهایی که هر روز بخشی از وجودشونو توی محیط کار از دست میدن.
هدفم اینه که با ترکیب دانش آکادمیک و تجربهی عملیام، به زنانی مثل خودم کمک کنم تا گذار از کارمندِ اجراکننده به کارآفرینِ تصمیمگیرنده رو نه یه جهش خطرناک، که یه گذار برنامهریزیشده و امن تجربه کنن.
امروز، با ساختن یه جامعهی حمایتی، میخوام همون نقشهی گمشدهای رو که خودم به دنبالش بودم، توی دستت بذارم. نقشهای که توش از روانشناسی ترک محیط امن گرفته تا تدوین اولین طرح کسبوکار و مارکتینگ اولیه، قدم به قدم پیش میریم.
اما اینجا چه چیزی پیدا میکنی؟
نقشهی راه عملی برای گذار از کارمندی به کارآفرینی
جامعهای از زنهای همفکر که همدیگه رو حمایت میکنن
یه مربی که خودش داره همین مسیرو میره و صادقانه موفقیتها و شکستهاش رو به اشتراک میذاره
اینجا فقط یه کسبوکار نیست؛ یه جنبشه برای تمام زنانی که باور دارن میتونن قهرمان داستان شغلی خودشون باشن.
اگه تو هم:
احساس میکنی توی شغل فعلیت گیر کردی
میخوای استعدادهای واقعی خودت رو کشف کنی
آمادهای که نویسندهی داستان زندگی خودت باشی